عشق نایاب

عشق نایاب

<-BlogAuthor->
عشق نایاب

فروشگاه بهشاد

­
­

با عرض سلام خدمت دوستان عزیز و بازدید کننده محترم

امروز فروشگاه بهشاد به مدت 10 روز راه اندازی شد

لطفا بازدید فرمایید و ادرس را با دوستان خود در میام بگذارید تا دیدن فرمایند

با تشکر مدیریت وبلاگ عشق نایاب

­http://alfa.tizweb.ir/shop


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 20 دی 1393 | 23:28 | نویسنده : حسین تنها |

نمی شه توضیح داد خیلی وسیعه معنی

بزرگراه همت حاضر..

سمینار همت حاضر..

ورزشگاه همت حاضر..

مردانگی همت غایب..

هدف همت غایب..

غیرت همت غایب..

صداقت همت غایب..

آرمان همت غایب..

یادم رفت تیپ همت همیشه­حاضر است..

کلاس تعطیل..!


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:37 | نویسنده : حسین تنها |

گفته های دل

­

شاید آرام تر میشدم

فقط و فقط

اگر میفهمیدی

حرفهایم به همین راحتی که می خوانی

نــــوشته نشده اند!!

موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:35 | نویسنده : حسین تنها |

متن های عاشقانه غمگین

http://amir17271.persiangig.com/image/gham/123%20(17).jpg

بعضی وقتا

اینقدر دلت از یه حرف میشکنه

که...

حتی نای اعتراضم نداری

فقط نگاه میکنی و

بی صدا...

میشکنی....


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:35 | نویسنده : حسین تنها |

نمی دانی.....!,

نــه نمـے دانــے…!
­هیچــکس نمــے دانــَـد…!
­پشت ِ ایــ ن چهــره ے آرامـ در دلـَـــ م چه میگــذرد…!
­نمـے دانـے…!
­کســے نمـے داند…..!
­ایــ ن آرامش ِ ظاهــــــر و این دل ِ نـــــــا آرام…!
­چقــدر خسته امـ میکنــد…!
­افسوس که دیگه اون نیست…. !!

www.taknaz.ir عکس های عشقولانه


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:35 | نویسنده : حسین تنها |

فاز تنهایی

تک عکس های عاشقانه فاز تنهایی

ـــادمــــان بـاشـــــد

وقـــتـــی کســـی را بـــه خـــودمـــان وابــســتـــه کــردیــــم

در بـــرابـــرش مـسئــولیــــــم ...

در بـرابـــــر اشکـهـایـــــــش

شـــکستـــن غـــرورش

لحــظـــه هـای شــکستـنـــش در تـنـهــایــــــی

و لــحــظــه هــای بـــی قـــراریـــــــش

و اگــــــر یـــــادمــــان بــــــــرود

در جـــایـــــــــی دیگـــــــــــر

سرنــــــوشـــــــــت یادمــــــــــان خـــواهـــــــد آورد

و ایــــن بار مـا خــــــود فـرامــــــوش خـــواهیـــم شــــــــد ...


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:33 | نویسنده : حسین تنها |

رمانتیک و زیبا

تک عکس های رمانتیک و زیبا

قلبم درد میکنه, تشخیص دکترا جراحیه...

چطور میتونم خونه ی تو رو بدم زیر تیغ جراحی؟!

اینجا تنها جاییه که تو هنوز توشی بعد گذشت این همه سال...

نظر یادت نره


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:33 | نویسنده : حسین تنها |

غمناک عاشقانه


عشق این روزها شباهت زیادی به آدامس داره :

اول شیرین ، بعد دوست داشتی ، سپس تکراری و خسته کننده و در آخر دور

انداختنی …

::

::

به پولت نناز ، خدا رو چه دیدی ؟ شاید یه روز درد قیمت پیدا کرد و من شدم مولتی

میلیاردر شدم …

::

::

فرض کن به عکاس بگویم تارهای سپید را سیاه کند و چین و چروک ها را ماستمالی

و حتی از آن خنده ها که دوست داری برایم بکارد !

ولی باز هم از نگاهم پیداست چقدر به نبودنت خیره مانده ام …


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:32 | نویسنده : حسین تنها |

دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی.

دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی.

­خشن تر , عصبی تر , کلافه تر , تلخ تر …!!!

­و جالب تر اینکه با اطراف هم کاری نداری!

­همه اش را نگه میداری…

­و دقیقا" سرهمان کسی خالی میکنی که

­دلتنگ اش هستی­!!!


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:31 | نویسنده : حسین تنها |

فداکاری تا چه حد؟؟؟؟؟همسرم منو ببخش

زن و شوهر جوانی سوار بر موتور در دل شب می‌راندند آنها از صمیم قلب همدیگر را دوست داشتند…

زن جوان: یواشتر برو من می‌ترسم! مرد جوان: نه، اینجوری خیلی بهتره! زن جوان: خواهش می‌کنم من خیلی می‌ترسم! مرد جوان: خوب اما باید اول بگی دوسم داری… زن جوان: دوستت دارم حالا می‌شه یواشتر بری… مرد جوان: مرا محکم بگیر… زن جوان: خوب حالا می‌شه یواشتر برونی؟ مرد جوان: باشه، به شرط این‌که کلاه کاسکت مرا برداری و روی سرت بذاری آخه نمی‌تونم راحت برونم، اذیتم می‌کنه…

روز بعد روزنامه‌ها نوشتند:

­­­ “برخورد یک موتور سیکلت با ساختمانی حادثه آفرید…”

در این سانحه که بدلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد یکی از سرنشینان زنده ماند و دیگری درگذشت… مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود… و خودش رفت تا او زنده بماند…


موضوعات مرتبط: ,
برچسب‌ها:


ادامه مطلب
تاريخ : 19 دی 1393 | 13:30 | نویسنده : حسین تنها |
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
قبلی 1 2 3 بعدی